تبليغاتX
http://i34.tinypic.com/2vt2yq9.gif کهکشون بی ستاره
زندگی من فرشته ایست پاک که تمام شوق زندگی من است ...
 

دستهایم برایت شعر می نویسند

اما تو نخواهی خواند

آتش عشق در چشمانم غوطه می زند

ولی تو هرگز نخواهی دید

و من با این همه اندوه از کنارت خواهم گذشت

و باز تو درک نخواهی کرد

عشق من ...

مرا تنها مگذار

کنار این پرچین های کوتاه که یادآور لحظات و خنده های ما بود

یا کنار آن چنار بلند که عمری در بازیهایمان برآن چشم گذاشتیم

کنار آن دیوار کاه گلی که با گریه تو گریستم

تو از من پرسیدی چرا اشک می ریزم و من گفتم ...

یاد داری نگاه آخر را

چه آسوده می گذشتی و جا می گذاشتی

اکنون می گذارم و می گذرم

نه از تو ... نه از دنیای تو ...

آری از هستی و خاطراتت می گذرم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 3:27 بعد از ظهر
  به قلم: ایمان  | 

باهمه بی سروسامانیم بازبه دنبال پریشانیم آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانیم دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا که بسوزانیم
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T
انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست - فروشگاه
نيازمنديها و آگهي رايگان درجه1