می شود از یک نقطه به ایمان رسید...
یا در اندیشه ی جمله ای کافر شد...
می شود مترسک بود و عاشق گنجشکهایی ...
که از تمامی مزرعه یک دانه گندم می خواهند...
می شود پریدن کلاغی را دوست داشت...
و او را دشمن جالیز خطاب نکرد...
می شود دست در دست جویبار...
هر قطره ای را به دریا رساند...
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 11:56 قبل از ظهر
  به قلم: ایمان
|