تبليغاتX
http://i34.tinypic.com/2vt2yq9.gif کهکشون بی ستاره
زندگی من فرشته ایست پاک که تمام شوق زندگی من است ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 1:21 قبل از ظهر
  به قلم: ایمان  | 

باهمه بی سروسامانیم بازبه دنبال پریشانیم آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانیم دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا که بسوزانیم
مرد و زن جواني سوار بر موتور در دل شب مي راندند.

آنها عاشقانه يکديگر را دوست داشتند.

زن جوان: يواش تر برو، من مي ترسم.

مرد جوان: نه، اينجوري خيلي بهتره.

زن جوان: خواهش ميکنم ، من خيلي مي ترسم.

مرد جوان: خوب، اما اول بايد بگي که دوستم داري.

زن جوان: دوستت دارم، حالا ميشه يواش تر بروني.

مرد جوان: منو محکم بگير.

زن جوان: خوب حالا ميشه يواش تر بري.

مرد جوان: باشه به شرط اينکه کلاه کاسکت منو برداري

و روي سر خودت بذاري، آخه نميتونم راحت برونم، اذيتم ميکنه.

روز بعد واقعه اي در روزنامه ثبت شده بود.

برخورد موتور سيکلت با ساختمان حادثه آفريد 

در اين سانحه که به دليل بريدن ترمز موتورسيکلت رخ داد،

 يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري درگذشت.

مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود.

پس بدون اينکه زن جوان را مطلع کند

با ترفندي کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت

و خواست تا براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود

 و خودش رفت تا او زنده بماند.

. اما زندگي غير از اين است و ارزش آن در لحظاتي تجلي مي يابد

 که نفس آدمي را مي برد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 1:19 قبل از ظهر
  به قلم: ایمان  | 

باهمه بی سروسامانیم بازبه دنبال پریشانیم آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانیم دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا که بسوزانیم
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T
انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست - فروشگاه
نيازمنديها و آگهي رايگان درجه1