تبليغاتX
http://i34.tinypic.com/2vt2yq9.gif کهکشون بی ستاره
زندگی من فرشته ایست پاک که تمام شوق زندگی من است ...

دلتنگی هایم را با کدام

با کدام قایق خیالی

روانه ی دل دریاهیت کنم؟

تا بدانی

.

.

.

دلتنگتم!!!

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 11:59 قبل از ظهر
  به قلم: ایمان  | 

باهمه بی سروسامانیم بازبه دنبال پریشانیم آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانیم دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا که بسوزانیم
 

وقتی نباشی انگار که هستم و گویا که نیستم

روزی که رفتی من با تمام وجودم گریستم

خداحافظی کردی یک جوری که انگار دیگه بر نمی گردی

اشکات شده بود سیل یه جوری

 که انگار  سرا پا همه دردی دیگه بر نمی گردی

بار غم رو شونه بردمش تا خونه

جای خالیتو دیدم اشکام شد رونه

به جز عطر خیالت نبود از تو نشونه

می دونم که پس از تو تنها می مونم

ولی احساس من عاشق ترینه

می گه اون هنوز عاشق ترینه...

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 11:57 قبل از ظهر
  به قلم: ایمان  | 

باهمه بی سروسامانیم بازبه دنبال پریشانیم آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانیم دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا که بسوزانیم

خواب دیدم در خواب با خدا  گفتگویی داشتم

خدا گفت:

پس میخواهی با من گفتگو کنی؟؟

گفتم: اگر وقت داشته باشید!

خدا لبخند زد.

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب میکند؟؟

خدا پاسخ داد

ادامه مطالب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 8:17 بعد از ظهر
  به قلم: ایمان  | 

باهمه بی سروسامانیم بازبه دنبال پریشانیم آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانیم دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا که بسوزانیم
 

دلهای پاک هرگز خطا نمیکنند. سادگی میکنند  و سادگی پاکترین خطای دنیاست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 8:6 بعد از ظهر
  به قلم: ایمان  | 

باهمه بی سروسامانیم بازبه دنبال پریشانیم آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانیم دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا که بسوزانیم

 

نیم شب صورت خود رو به خدا خواهم کرد

از خدا خواهش دیدار تو را خواهم کرد

تا که جان دارم و از سینه نفس میاد

به توو عشق تو ای دوست وفا خواهم کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 8:4 بعد از ظهر
  به قلم: ایمان  | 

باهمه بی سروسامانیم بازبه دنبال پریشانیم آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانیم دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا که بسوزانیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 7:49 بعد از ظهر
  به قلم: ایمان  | 

باهمه بی سروسامانیم بازبه دنبال پریشانیم آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانیم دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا که بسوزانیم
 

درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود .

پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد :

 جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟

از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مدام در جهنم  گفتگو و بحث است و

جهنميان را هدايت مي كند و...

حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است:

با چنان عشقي

 زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را

به بهشت باز گرداند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 10:39 بعد از ظهر
  به قلم: ایمان  | 

باهمه بی سروسامانیم بازبه دنبال پریشانیم آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانیم دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا که بسوزانیم
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T
انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست - فروشگاه
نيازمنديها و آگهي رايگان درجه1