
قصه اينجوري شروع شد.. من وچشمات و ترانه
تو رو خواستن تا هميشه..... گريه و اشک شبانه
تو مي دوني تا هميشه..... من به ياد تو مي مونم
هرچي که ترانه دارم ..واسه ي چشات مي خونم
واسه داشتن دستات.... لحظه هام پر از بهونه اس
ديدن صورت ماهت....... ...يه خيال عاشقانه اس
بي تو من هيچي ندارم.. پيش چشمات کم مي يارم
اگه تو بخواي مي ميرم جون به دستات مي سپارم
لحظه ها مو با حضورت ..عاشق وترانه خون کن
با نگاه پاک و معصوم........ دل سردمونشون کن
تو مثه اب و نفس باش.... واسه اين عاشق مجنون
رو تن اين خاک تشنه........ تو ببار هميشه بارون

تو که نیستی تا ببینی من و این دل شکسته
تک و تنها توی غربت به امید تو نشسته
تو که نیستی تا ببینی منو این دستای خسته
یه ورق کاغذ خالی با یه احساس شکسته
تو که نیستی تا ببینی منو این روزای غمیگین
یه سکوت سرد و وحشی توی لحظه های سنگین
تو که نیستی تا ببینی منو دیوارای سنگی
فاصله بین منو توست،کاش بگی که برمیگردی
تو که نیستی تا ببینی منو این پلکای خیسم
تو تموم بی کسی ها دارم از تو مینویسم
تو که نیستی تا ببینی لحظه هام بی تو چه سردن
واسه نبودن تو هموشون معنی دردن
قلبم راتقديمت ميكنم تا بداني بي رياترينم![]()
اشكي براي اندوهت مي ريزم تابداني پر احساس ترينم![]()
شوق وصال حس غريبي است![]()
برايت ترسيم ميكنم حس خوشبختي را تا بداني خوشبخت ترينم![]()
موجي از عشق را برساحل وجودت ميفرستم![]()
تا بداني عاشق ترينم وشعرم را تقديمت ميكنم![]()
تا بداني كه من ساده ترينم![]()
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره
به كسي توجه نمي كنه
از كسي خجالت نمي كشه
مي باره و مي باره و
اينقدر مي باره تا آبي شه
آفتابي شه
کاش ... کاش مي شد
مثل آسمون بود
كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره
به كسي توجه نمي كنه
از كسي خجالت نمي كشه
مي باره و مي باره و
اينقدر مي باره تا آبي شه
آفتابي شه
کاش ... کاش مي شد
مثل آسمون بود
كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده