ميروي تا با نبودن عشق را پر پر کنی
میروی با اشک حسرت ، دیده ام را ترکنی
آن همه گفتی نگاهت با نگاهم زنده است
من نباشم ، می توانی روزها را سر کنی
در نبودت گریه کردم ، آینه احساس کرد
آینه شو ، گریه ام را حس کنی باور کنی
سبز در عشقت شدم کم کم تو دانستی ولی
عاقبت می خواستی در قلب من خنجر کنی 
بعد تو در سینه نامت می شود یک خاطره
کاش می شد قصه عشق مرا باور کنی
ز چشمت اگر چه كه دورم هنوز
پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
ااگر غصه باريد از ماه و سال
به ياد گرشته صبورم هنوز
شكستند اگر قاب ياد مرا
دل شيشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره ي دردهايم نشد
پر از فكر راه عبورم هنوز
ستاره شدن كار سختي نبود
گرشتم ولي غرق نورم هنوز
پر از خاطرات قشنگ توام
پر از ياد و شوق و مرورم هنوز
ترا گم نكردم خودت گم شدي
من شيفته با تو جورم هنوز
اگر جنگ با زندگي ساده نيست
در اين عرصه مردي جسورم هنوز
اگر كوك ماهور با ما نساخت
پر از نغمه ي پاك و شورم هنوز
قبول است عمر خوشي ها كم است
ولي با توام پس صبورم هنوز
من آن گلبرگ مغرورم که ميميرم ز بي آبي
ولي با خفت و خواري نمي گردم پي خاري

نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست.
بگو با ديگران بوديم و رفتيم

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()